تبليغاتX
نورافکن- نوشته های سید وحید موسویان

nurafkan

سید وحید موسویان

nurafkan

http://nurafkan.blogfa.com

نورافکن- نوشته های سید وحید موسویان

نورافکن- نوشته های سید وحید موسویان

نورافکن- نوشته های سید وحید موسویان

سلام بر شهدا ‘سلام بر فرمانده نورافکن لشگر 14 امام حسین (ع)شهید کربلای 5 حاج حسین خرازی...
***
اما چرا نورافکن؟ مولانا الامام "رهبر انقلاب" همین اواخر یعنی دی ماه 88 در جلسه ای خطاب به تعدادی از خواص فرمودند:"باید نورافکن انداخت در فضایی که سعی شده تاریک بماند" با روشنگری خصوصا در محیط جوانان و دانشگاهیان باید با تبیین مسائل جوانان را با استدلال اقناع کرد....به حول و قوه الهی و عنایت و مدد حضرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) از این پس به قدر بضاعت خواهم نوشت. ...
***
آری باید نورافکن انداخت در محیطی که عده ای از به اصطلاح خواص امت و استوانه های انقلاب و "نخبگان رندسیاسی" میخواهند با ظلمت خود؟؟؟ آن را روشن نگاه دارند.

- وبلاگ دیگر(اخبارمرتبط و...):
moosavian.blogfa.com
نورافکن : وب نوشت های سید وحید موسویان

نورافکن- نوشته های سید وحید موسویان

بسم رب الشهداء و الصدیقین

سلام بر انسان كامل ذخيره آل الله حضرت بقية الله الاعظم و امانتش در دستان ما خميني ثاني ،سلام بر شهداء و سلام بر نورافكن كربلاي۵ شهيد حسين خرازي كه هنوز نورافشاني مي كند،سلام بر رزمندگان فاطمهِ ي زهراء و سلام بر آن تن هاي خونين افتاده به خاك صحرا، سلام بر احمد آقاي كاظمي، سلام بر حاج رضوانِ عزيز شهيد عماد مغنيه و سلام بر "سلام خدا بر ايران" خميني كبير.

بعد از ماه ها خواستم دست به قلم ببرم و چيزی بنویسم اما باز هم،دل يار نشد و اجازه هم داده نشد،اما هركار كردم ديدم سالگرد كربلاي ۵ و كربلاي شلمچه است، از شهيدان خجالت كشيدم و چند صفحه از كتاب حضرت روح الله را كه به مدد حضرت سال ۸۳ نوشته شده بود، تيتر زدم و...

 جمله اي به دلم آمد كه قبل از مطلب بنويسم،شايد مرداني آن را بخوانندو حرف مرا بفهمند، كوتاهش اين است:

"امام خامنه اي تنهاست"

تفسيراش هم اينگونه است كه "هر كسي از ظن خود شد يار او"..

 

بسم رب الشهداء

كربلاي 5 روزگار عشق بود ...

اينكه در دفاع مقدس و بالأخص در ايام فاطميه سالهاي جنگ يعني زمستانهاي سال 6۲ تا 6۵ در عملياتهاي خيبر و بدر و الفجر 8 و كربلاي 5 و 6 و 8 در باطن عالم چه رخ داد را كسي نمي داند، كه زبان عاجز است از گردش كلام حول آن گوهر جام جم كه از صدف كون و مكان بيرون است. راز بزرگ آن است كه آنچه كه آسمان ملكوت و زمين ناسوت تاب تحمل و كششِ مـَحضر آن امانت لاهوتي را نداشت چگونه در قلبِ عرشي بندگان بي‌ادعا و مردان فاطمي‌كربلاي خميني ظهور نمود و البته اين امر از گفت و شنود درك عقلاي زمانه نيز خارج است كه:

   وادي عشق كه بي‌هوش وسرگردان است           مدعي در طلبش بولهوس و مغرور است

                                                                                            «ديوان امام راحل(ره)»

 كربلاي پنجي ها مردان عشق بودند ...

در حديث قدسي است كه خداوند متعال فرموده است: (لايَسَعَنِي أرضِي وَ لاسَمآئِي، بَل يَسَعَنِي قَلبُ عَبدِيَ المُؤمِن.) من در آسمان و زمين نمي‌گنجم، بلكه در قلب بنده مؤمنم جاي مي‌گيرم،  كه هيچ موجودي آيينه جمال محبوب نيست مگر قلب بنده مؤمن. و قلبِ مؤمن واله، و شيداي سلطان ازل و صاحب گنج عشق است كه (وَ الَّذِينَ آمنُوا أشَدُّ حُباً للهِ.)  و در اين ميان باور ما بر اين است كه روزهاي كربلاي 5 آخرين ..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 15:24 توسط سید وحید موسویان |

همین روزها حضرت آیت الله مصباح یزدی در دیدار هیات رئیسه یکی از دانشگاهها نکاتی را فرمودند که دیدم به محتوای این نوشتار بسیار شبیه است که قبل از ورود به مسئله عین آن را می آورم که در واقع این سطور حاشیه ای بر این هشدار به موقع ایشان است: "بعيد نيست در آينده فتنه‌اي شديد‌تر توسط افرادي صورت گيرد كه امروز آنها را به عنوان نيروهاي ارزشي مي‌شناسيم همانگونه كه در فتنه اخير كساني كه قبلاً نخست وزير، رئيس جمهور و رئيس مجلس نظام بودند، حضور داشتند"

اما ویروس نفاق:

حوادث فتنه­ گون اخیر کشورمان، شوکی بود که دوباره خطر مسئله نفاق و منافقین را به صاحبان انقلاب اسلامی یادآوری می­کرد. نفاق همان پیچیده ­ترین مسئله و آسیب اجتماعی است که ساختار نظام ولایی را در ایران اسلامی تهدید می­کند. همان بیماری پنهان و مزمنی است که از صدر اسلام در کالبد حیات سیاسی مسلمین، همچون حیوان دوزیستی ادامۀ حیات داده است.

نفاق را به معنای پوشیدگی، پنهان­کاری، دورویی و ... گفته­ اند و در وجه تسمیۀ منافق و واژۀ نفاق، یادم هست که یکی از بزرگان فرموده­اند: «نافقا یک نوع موش صحرایی است که سوراخ خودش را در صحرا می­کند و برای ر فت و آمد معمولی خود در آغُل خود یک درب باز می­گذارد؛ اما در یک منطقۀ دورتر برای احتیاط یک سوراخ مخفی تا نزدیک سطح زمین می­کند که در هنگام خطر و نجات از دست دشمن بتواند از آن در فرار کند. عرب به این می­گوید نافقاء؛ یعنی یک راه مخفی درونی سرپوشیده­ای که برای دنیای موش، جزوِ اسرار نظامی است. پس دودَره ­بازی صفت اصلی منافق است».

اگر به قرآن مراجعه کنیم، می بینیم کتاب الهی چند نکته را دربارۀ پدیدۀ نفاق گوشزد می­کند که در فهم موضوع، بسیار مهم است:

1-    نفاق در مقابل ایمان است نه در مقابل اسلام؛ و منافقین در برابر مؤمنین؛ و این کفر است که در برابر اسلام قرار می­گیرد. پس منافقین غالباً با تودۀ اهل اسلام به مواجهۀ مستقیم نمی­پردازند.

2-    قرآن، نفاق را صفت قلب معرفی می­کند. نفاق در دل­هاست و چه کسی از دل­ها خبر دارد. پس شناخت آن بسیار سخت است.

3-   قرآن، منافقین را غالباً جمع می­بندد؛ پس این نشان از کار جمعی  و تشکیلاتی و حرکت مهندسی­ شده و هم­پیمانی منافقین دارد؛ یعنی نفاق یک جریان است با اهداف مشترک و منافقان با هم همکاری دارند.

4-   دروغ­گویی صفت بارز ایشان است؛ مثل آب خوردن، حقایق و اخبار و مسائل را وارونه جلوه می­دهند و به اصطلاح، شایعه­ افکنی و عملیات روانی می­کنند.

5-   منافقین در مرداب فتنه جان می­گیرند و در شرایط آرمانی و محیط معنوی و حذف منکرات و احیای معروف، احساس خفگی می­کنند؛ یعنی شرایطی که حکومت در دست اهل ایمان و انسان­های پاک، مخلص، انقلابی و فداکار باشد. اخلاص، آنتی ویروسِ نفاق است.

 رهبر معظّم انقلاب، سال ها قبل، نفاق را این­گونه تعریف نموده ­اند که کلمه کلمه­ اش مهندسی­ شده و تعریف جامعی است:

«نفاق در اصطلاح قرآنی، عبارت است از این­که ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 13:29 توسط سید وحید موسویان |

بسم الله النور

1- این روزها که جریان آفت اقازاده های شرور و ناصالح برخی خواص انقلاب دامان انقلاب را گرفته ، مسئله آقا ها و آقازاده ها بیش از گذشته در کشور و میان مردم داغ شده است . البته سابقه تاریخی این مسئله ، گذشته ای بس طولانی دارد و قدمت آن به دوران نوح نبی (علیه السلام ) میرسد .يعني عمرماجرای آقازاده ها به قدمت تاریخ بشر است و مسئله تازه ای نیست .

 2- از آنجا که انسان کاملي همانند "شیخ الانبیاء" نوح (علیه السلام) به بلای آقازاده های منحرف وخطاکار مبتلا شده است ، لذا فی نفسه نمی توان خواصي امثال آقای هاشمی رفسنجانی را ملامت نمود که دیگر شما چرا ؟!  هرچند که هاشمی احتمالا بعنوان یکی از خواص امت ، از نظر تعداد این آقازاده های ناصالح شاید جزء رکورد داران تاریخ امت ها به خصوص در آخرالزمان باشد.

 3- نوح به پروردگارش عرض کرد : "پروردگارا ! پسرم از خاندان من است و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است ، و تو از همه حکم کنندگان برتری " پروردگارفرمود:" ای نوح ! او از اهل تو نیست ؛ او عمل غیرصالحی است [فرد ناشایسته ای است ] پس آنچه را از آن آگاه نیستی از من مخواه ، من به تو اندرزی می دهم تا از جاهلان نباشی." سوره هود آیه  45و 46

 4- نوح (علیه السلام) نجات فرزندش را از خدا خواست .... نوح فرزندش را نصیحت نمود تا به راه راست برگردد ... عمل غیرصالح ، پیوند آقازاده نوح را با ولایت نوح قطع کرد... نوح قبول کرد که فرزندش منحرف است و سرنوشت مدیریت امت را با سرنوشت فرزندش و البته قبر وقیامت خودش پیوند نزد ... و بالآخره خداوند تقاضای نوح در حق فرزندش را نپذیرفت و پسر نوح با بدان همنشين شد... نوح به همراه یاوران و پيروان اندک خود و حیوانات همراهش نجات یافت و آقازاده نوح در طوفان خشم الهی غرق شد ... و نوح الگویی شد برای علاج فرهنگ آقازاده پروری در تاریخ بشر.

 5- برخی از خواص در تاریخ انقلاب راه نوح نبی (علیه السلام) را رفتند و بعضا یک گام پیش نهاده خود رأی به محکومیت و مجازات فرزندان خود دادند ؛ چرا که به خطاب الهی نیک می دانستند اگرمی خواهند همچنان صالح بماند و در راه امام وامت قدم بردارند، لازم است این پیام الهی را در مورد خودبه گوش بگیرند که " انه لیس من اهلک ، انه عمل غیرصالح"

نمونه برجسته آن در تاریخ انقلاب مرحوم آیة الله مشکینی (اعلی الله مقامه الشریف) و آیة الله محمدی گیلانی و خود حضرت امام (سلام الله علیه ) هستند –برخورد قاطع امام راحل با سيد حسين خميني نوه بزرگ خود-  در خاطرم است که دوستی می گفت : فرزند آیة الله مشکینی در زندان اوین بود و ایشان براي کاری چند بار در اوائل انقلاب به زندان آمدند اما حتی یکبار هم حاضر نشدند به سلول فرزندش سر بزند و پسر خود را از نزدیک ملاقات کند.

 6-متاسفانه برخی از خواص در طول تاریخ بر اثر دلبستگی های پدرانه در برخورد با فرزندان غیرصالح خود دچار لغزش شدند. شاید عکس العمل مرحوم آیة الله طالقانی در برابر بازداشت فرزند کمونیست خود مجتبی طالقانی که منجر به قهر چند روزه ایشان شد ، از این جمله می باشد.

 7- برخی از بزرگان رفتند و در زمان آقاییشان به آفت آقازاده ها دچار نشدند.  شهید مظلوم بهشتی از این قبیل است که خوشبختانه روزهای فتنه ۸۸ علیرضا بهشتی (مشاور میرحسین موسوی ) را ندید . البته انشا الله ولايت مداري علی مطهری چنين سرنوشتي را براي پدر شهيد بزرگوارش رقم نخواهد زد.

 8-برخی آقازاده ها عاقبت به خیر شدند و بعد از آنها پدرانشان خود آفت انقلاب شدند ، سرنوشت عبرت آموز پدر شهید محمد منتظری از این جمله است .

 9-برخی خود صالحند و پس از اصلاح خود به لطف الهی فرزندان صالح هم تربیت کرده اند . نائب امام عصر، حضرت آیة الله خامنه ای و آیة الله مصباح یزدی ؛ و البته مصداق اتم آن تربيت فرزنداني مجاهد مانند احمد و مصطفی خمینی توسط امام راحل(ره) است .

10- برخی از خواص از عمل ناصالح فرزندانشان برائت می جویند و آقازاده هایشان را نوح وار انشاء الله به سوار شدن به کشتی نجات ولایت می خوانند که " و نادی نوح إبنه و کان فی معزلٍ یا بُنَی إرکب معنا و لاتکُن مع الکافرین "  سوره هود آیه 42

شاید حضرات آیات جوادی آملی، جنتی،خزعلی و حتي آقای مشايي ... از این دسته باشند. انشاء الله

و اما اينكه جناب هاشمی جزء کدام دسته است را باید به قضاوت تاریخ و تقدیر الهی و انتخاب خود هاشمی گذاشت،لكن سوال مهم تري ذهن بنده را مشغول كرده كه آيا ماجراي هاشمي و آقازاده هايش اصلا از جنس داستان نوح است و يا ...

 ذکر  نکته ای در این زمینه لازم به نظر می رسد:

در جریان حضرت نوح (علیه السلام ) و امثال ایشان این آقازاده ها هستند که آفت آقایی پدرانشان می شوند . اما آیا جریان هاشمی هم از این قبیل است ، امیدوارم حداقل داستان هاشمی هم از این سنخ  باشد و البته مشابه جریان نوح (علیه السلام) به پایان برسد.

اما برخی اظهارات و يا رفتارهاي آقای هاشمی با آقازاده هایش به خصوص مهدی و فائزه و یاسر و فاطمه ، انسان را در اين باره دچار تردید می کند. مخصوصا اگر پاي اظهارات غیر رسمی مادر آقازاده ها هم به عنوان یکی از ارکان این تحلیل به ميان آيد

یکی از این اظهارات که تبدیل به رفتار عملی هم شد کلام پدر در حمایت از پسر در سال گذشته در مشهد بود که همه چيز را توجيه كرد و گفت : [وی در پایان پاسخ به سؤالی در خصوص عدم بازگشت مهدی هاشمی به کشور عنوان داشت: مهدی خیالش از پرونده‌ها و تهمت‌ها راحت است و هم‌اکنون برای رسیدگی به وضع دانشگاه‌های آزاد اسلامی خارج از کشور در حال گذراندن رساله دکترای خود در خارج از کشور است و در انتخابات نیز صرفاً تجربیاتش پیرامون صیانت از آرا را مطرح کرده است و دخالتی در کار ستادها یا تظاهرات نداشتند و اگر دادگاهی او را احضار کند، حضور می‌یابد....]

آری....پاسخ مقتدرانه پروردگارعالم به شیخ الانبیاء [ نوح نبی (علیه السلام) ] و پیامبر اولوالعزم الهی است که باید تن همه  آقایان را بلرزاند،آنجایی که خداوند در مسئله آفت آقازادگی و فامیل بازی و قبیله گرایی با نوح هم كه دست پرورده خود است اینگونه خطاب می کند : "قال یا نوح إنه لیس َ مِن اهلک إنه عملٌ غیر صالح فلاتَسئلنَ ، ما لیس لک به علم ، إنی أعِظُکَ أن تکونَ من الجاهِلینَ "

ای نوح ! پس از آنچه از آن آگاه نیستی از من مخواه، من تو را موعظه می کنم که از جاهلان نباشی !!!

 امان از آفت آقازاده ها که حضرت خلیل الرحمن هم از آن به درگاه پروردگارش التجا میکند:

 "خدایا از همسران و فرزندان ما َمایه روشنی چشم ما قرار ده و ما را پیشوای اهل تقوا بگردان"

آمین

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 12:10 توسط سید وحید موسویان |

باسمه تعالي

1- مهندس بهزاد نبوي را همه مي شناسند،او از چهره هاي برجسته سياسي كشور پس از پيروزي  انقلاب است.

بهزاد نبوي كه بنا برقولي  در زندان ساواك قبل از انقلاب به دست شهيد محمد علي رجايي مسلمان شده(1)  خود مي گويد :

"خانواده پدري من اهل سبزوار هستند و پدرم آدم غرب زده و روشن فكر مابي و مادرم هم با من در زمينه مسائل اعتقادي كار نمي كرد پدرم اهل نماز خواندن نبود ومن تقريبا تمام عمرم را با مادر بزرگ و پدر بزرگم زندگي كردم" (2).

بهزاد نبوي وزير صنايع سنگين دولت مير حسين ، نائب رئيس مجلس ششم، مشاورآقاي خاتمي در دوره وزارت ارشاد و از عناصر تاثير گذارجبهه اصلاحات است .

اين چريك پشيمان كه پرونده رد پاي او در انفجار دفتر رياست جمهوري كه منجر به شهادت رجائي و باهنر شد براي بعضي ها هنوز باز است ، از سردمداران جريان سازي استحاله ارزشها ي انقلاب و مباني ولايت فقيه در سالهاي پس از جنگ و البته ميدان دار نوشاندن جام زهر به خلف صالح  امام خميني (ره) در نامه معروف مجلس ششمي ها است

 2- بهزاد نبوي كه اكنون 68 سال دارد بايديك پير مرد خسته سياسي محسوب شود،او اكنون از متهمين رديف اول فتنه 88 و جنگ نرم عليه نظام اسلامي و رهبري است

 اين چريك پير كه چندي است مردم او را با لباس راه راه در جلسات دادگاه هاي آشوب هاي پس از انتخابات دهم مشاهده مي كنند هنوز نقش خود را به عنوان يك استراتژيست خاكستري و مهره محوري اما پنهان جريان فتنه به خوبي بازي مي كند بهزاد 68 ساله كه بيماري حاد قلبي دارد و به همين علت يعني مرض قلب در بيمارستان بستري بوده در فروردين سال همت مضاعف وكار مضاعف براي استراحت از بند سياسي زندان اوين بنا بر شنيده ها چهار پنج روزي مرخصي به اصطلاح استعلاجي گرفته است.اما افرادي كه جريان هاي سياسي داخلي را پيگيري مي كنند حتما در هفته گذشته اخبار متعددي از ديدارهاي پنهان اين چريك پير و بيمار در سايت هاي معروف سياسي خوانده اند

  دیدارهای متعدد بهزادنبوي با فعالان سیاسی کشور

بهزادنبوی لیدر سازمان مجاهدین انقلاب در ایام مرخصی خود از زندان دیدارهای متعددی را با فعالان سیاسی کشور داشته است.
به گزارش«جوان آنلاین»،در حالی که طی ماه های گذشته فشارهای زیادی برای مرخصی بهزاد نبوی لیدر سازمان مجاهدین انقلاب به بهانه بیماری وارد آمده بود، وی پس از اعطای مرخصی دیدارهای متعددی را با برخی چهره های سیاسی کشور تنظیم کرده است.
در همین راستا پس از انتشار خبر دیدار بهزاد نبوی با آیت الله هاشمی رفسنجانی در کیش جدیدترین اخبار بدست آمده حکایت از آن دارد که وی با شیخ یوسف صانعی نیز در مشهد دیدار و گفتگو داشته است.گفته می شود در این دیدار طرفین به بررسی اوضاع سیاسی کشور و حوادث بعد از انتخابات و مسائل جزئی تر دیگری در خصوص ادامه فعالیت جریان اصلاح طلبان بحث و گفتگو داشته اند.

 3- اما نكته اي كه در اين ميان ميتواند درس عبرتي باشد براي جوانان انقلابي و همچنين خواص و نخبگاني كه ادعاي  سربازي ولايت و پاسداري از مباني اسلام و انقلاب را با خود يدك مي كشد  اين است كه اين چريك- 68 ساله و بيمار-  جبهه ضديت با ولي فقيه و نائب امام زمان(عج)حقا در زمينه همت و كار مضاعف الگوي بسياري از مدعيان پيروي از رهبري است

ببنيد، او كه بيماري قلبي حادي دارد در همين چند روز مرخصي از زندان چطور از" لحظه لحظه"عمر خود در راه مبارزه با گفتمان اصولگرايي استفاده ميكند، يك روز در كيش با هاشمي رفسنجاني درباره ادامه راه فتنه سبز مذاكره مي كند و بلافاصله به مشهد مي رود تا در پوشش شهر زيارتي با رهبر مذهبي فتنه گران يعني يوسف صانعي ديدار مخفيانه داشته باشد، او كه شنيده ها از حضورش در شمال كشور هم خبر ميدادند در عرض همين چند روز مرخصي كه مي توانست از ترس سكته و ايست قلبي روي تخت بيمارستان طي شود  چندين جلسه هم با مهره هاي برجسته جريان اصلاحات در تهران داشته تا پيام ديدارهاي مشهد و كيش را به ياران سبز برساند

گويا بهزاد نبوي پيام سال 89 آقا را براي پيگيري اهداف خود برعكس خيلي از ما ها خوب درك كرده است آن هم در سن نزديك 70 سالگي ! براي همين است كه در عرض همين4،5 روز مرخصي به جاي استراحت در تعطيلات نوروزي آن هم كنار خانواده، جنوب و شمال و شرق كشور را با همت مضاعف  طي كرده تا نقش عمار را براي موسوي بهتر از عمار هاي رهبري بازي كند و با كار مضاعف اثبات كند كه براي تضعيف دولت مكتبي و ارزشهاي اسلام  ناب و رهبري انقلاب هنوز دود از كنده بلند مي شود و از بچه هاي جنبش سبز بخاري برنمي خيزد ، البته شايد اگر من جاي مسئولين قوه قضائيه بودم به پاس اين همت و كار مضاعف ايشان چند روز هم مرخصي تشويقي به او مي دادم تا براي پيام نوروزي حضرت آقا هم  فرهنگ سازي كرده باشم 

 پي نوشت:

1- جريان ها و سازمان هاي مذهبي از 1320 تا 57، رسول جعفريان

2- چريك هاي پشيمان ، تاريخچه سازمان مجاهدين انقلاب ، انتشارات كيهان

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 14:31 توسط سید وحید موسویان |

به نام خدا

روزهای سال1388 هجری شمسی رو به انتهاست و سال جدید پیش رو, اگر بخواهیم امسال را بر مبنای تحولات مهم و محتوای آن نامگذاری کنیم سال 88 را باید سال فتنه بنامیم ,سالی که در آن آشکار شد اکثر خواص و نخبگان و مدعیان صف اول انقلاب, قبل از اصلاح الگوی مصرف نیاز مبرم به اصلاح الگوی معرفت و بصیرت دارند.

شاید هم به همین دلیل انشا الله در اسفند سال آینده سال 89 را به امداد الهی سال بصیرت بنامیم تا به یاری صاحب پرده نشین این کشور (ارواحنا فداه) با بصیرت مسئولان و خواص, دیگر شاهد میدان داری رذیلت ها در کشور شهدا نباشیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 22:41 توسط سید وحید موسویان |

چندجمله با حجت الاسلام اکبر هاشمي رفسنجانی

سلام بر رهروان راه رهبري

بدون مقدمه به اصل مطلب مي پردازم،يادداشت پيش رو چند سوال وابهام وتذکر خطاب به رئيس مجمع تشخيص مصلحت است که در نقد سخنان ايشان در همين روزهاي اخير به ذهن بنده رسيد وتکليف دانستم،صرف نظر از حصول نتيجه ويا دريافت پاسخ آنها را مطرح نمايم.به علت رعایت اختصار مطالب موردنظر را به صورت اشاره وار ذکر مي نمايم.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 18:32 توسط سید وحید موسویان |

باسمه تعالي

1-خدايا تو مي داني که ما براي قدرت طلبي وکالاي بي ارزش دنيا قيام نکرده ايم،بلکه براي احياي سنت پيامبر(ص) واجراي احکام الهي به پا خواسته ايم.اين جمله شاه بيت خطبه سيد الشهداء (ع)در آغاز هجرت عظيم وحرکت عاشورايي است.

حرکت عدالت خواهي انبياء و ائمه هدي (ع) هرگز براي قدرت طلبي و سلطه گري وبرتري جوئي و... نبود ،بلکه براي اين بود که قدرت را ازچنگال حاکمان مستبد وحکمرانان جاهل باز ستانند.اما مسئله اين است که آيا قدرت را جز با قدرت مي توان ستاند؟ آيا اجراي برنامه خدا يعني عدالت جز با قدرت ميسور وممکن است؟! پس بايد اقرار کرد که محور همه جنگ ها و فتنه ها در همه تاريخ نزاع برای قدرت وطلب قدرت بوده است.اما کدام قدرت؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 0:50 توسط سید وحید موسویان |

به نام خداوند حكيم

موسوی و کروبی ، اعدام های اخیر را محکوم کردند. این جمله یکی از صدها تیتر خبری جریان به اصطلاح سبز است، در مواجهه با برگزاری دادگاه متهمین هتک حرمت به ساحت عاشورای حسینی و صحنه گردان های میداني آشوبهای اخیر.

در اینکه سران "جریان به اصطلاح سبز" از زمانی که مقوله «محاربه» و «بغی» و «فساد فی الارض» به عنوان اتهام آشوبگران عاشورا مطرح شد سخت دچار التهاب و دلهره شده و به دست و پا افتادند و قلم به دست های آنها در حوزه های فقهی ـ حقوقی و ... دست به کار شدند تا در این موضوع را اثبات کنند که ما مجارب نیستیم حرفی نیست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 11:35 توسط سید وحید موسویان |
جناب آقاي قاليباف در ياداشت اخير خود *در وبلاگ شخصي اش به مطلبي اشاره كرده كه حقير لازم ديدم حاشيه اي بر آن نگاشته كه هم مورد تامل ايشان و هم مخاطبان احتمالي يادداشت آقاي قاليباف باشد.
ايشان در عنوان يادداشت خود نوشته اند:"
"یکی از مشکلاتی که در راه اثبات کارآمدی دین در اداره جامعه با آن مواجه هستیم، هزینه کردن دین برای پوشاندن نقص ها و کم کاریهایمان است. "
صد البته كه انتساب ناكارآمدي ها و كاستي ها خصوصا در عرصه مديريت" كشور اسلام مدار" ايران مطلب سنجيده و صحيحي است كه دراين برهه از دوران توسعه و تعالي ايران اسلامي و آن هم با محوريت مردم سالاري ديني مي بايست مورد مداقه بيشتري نيز قرار گيرد و احدي حق ندارد ضعف و ناتواني و كم كاري هاي خود و مجموعه تحت مديريت خود را به پاي دين بگذارد.و از قوت دين براي فرار از ضعف خود سپر بسازدپس اين كلامي است كه همگان آن را تصديق مي كنند.

البته ايشان در ادامه و براي اثبات مدعاي خود داستاني را از دوران دفاع مقدس تعريف ميكند كه در آن يكي از رزمندگان براي توجيه ترس خود در شناسايي منطقه ادعا ميكند كه آقا امام زمان (عج) را در خواب ديده كه حضرتش او را راهنمائي كرده اند، قاليباف مينويسد:
"داشت به بچه ها می گفت: «من دیشب خواب آقا امام زمان(عج) را دیدم، ایشان به من گفتند که فردا نباید از آن مسیر عملیات کنید و مسیر دیگری را برای عملیات به من نشان دادند و...»
کاسه صبرم لبریز شد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 18:33 توسط سید وحید موسویان |